{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز

در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز
استاده‌ام چو شمع، مترسان ز آتشم
دیدگاه ها (۲)

مرا عجز و تو را بیداد دادندبه هر کس، هر چه باید داد دادندبـر...

فریاد از آن نرگس مستی که تو داریآه از دل بیگانه پرستی که تو ...

ای یاد تو در ظلمت شب همسفر منوی نام تو روشنگر شام و سحر منجز...

ﺍﮔﺮ ﻣﺮﮔﻢ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻧﮕﯿﺮﺩﻣﺮﺍ ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﯽﺳﺖﻭﮔﺮ ﻋﻤﺮﻡ ﺑ...

آمده ام آمدم ای شاه پناهم بدهخط امانی ز گناهم بدهای حرمت ملج...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

شهید محمد امین لطیفی محل شهادت : خرم آباد روایت است که چونم ...

از بام و در کعبه به گردون رسد آوازکامشب در رحمت به سماوات شد...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

از بام و در کعبه به گردون رسد آوازکامشب در رحمت به سماوات شد...

فرق بین عشق و دوست داشتن همیشه در منطقش بودهیعنی دوست داشتن ...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط