{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن شب از کوچه ‏ها کسی می رفت‏

آن شب از کوچه ‏ها کسی می رفت‏
کوله بارش پر از #شهادت بود
دست #مادر، دوباره یک قرآن‏
و نگاهش اسیر #غربت بود

آن شب از کوچه ‏های بارانی‏
کاروان‏های عشق می رفتند
باز هم غرق عود و آیینه‏،
میهمان‏های عشق می رفتند

صبح فردا، میان هر تابوت‏
دشتی از یاس و لاله می روید
آه! مادر هنوز #منتظر است
دشت را سینه خیز می بوید

#وداع_مادر_با_جگرگوشه
دیدگاه ها (۸)

.جامِ مــَـــرا زِ عِشـــــقِ خودَتـــــ پُر زِ باده ڪُڹ / س...

تشکر دولت از متجاوزین به آبهای #خلیج_فارس#ملوانان_آمریکایی#م...

هلاکت 2500داعشی در یک ماه گذشته.#فکر_نو

جیسون رضائیان، امیر میرزایی حکمتی، نصرت الله خسروی و سعید عا...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

Falling angel

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط