{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حال و احوالم را که می پرسی،

حال و احوالم را که می پرسی،
دلم دامنی بلند می پوشد و اطوار می ریزد
نگاهت مردانه و مقتدر که می شود،
دلم گوشه ی دامنش را تاب می دهد و کمی ناز می کند
حرف از بوسه و آغوش که می زنی،
دلم زنی می شود دلبر که لب هایش را سرخ می کند و
چشم هایش را سرمه می کشد
و امان از آن دوستت دارمی که می گویی،
دلم می ریزد میان چین های دامنش
رنگ به رنگ تا آخرین چین می رود برمی گردد
و عاشق می شود...💋 💋 💋
دیدگاه ها (۲۶)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۸✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶ شیوه چشمش فریب جنگ داشت ماغلط ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

سناریو: ماه سرخ

حال و احوالم را که می پرسی، دلم دامنی بلند می پوشد و اطوار م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط