{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

تکپارتی‌جیهوپ

تکپارتی‌جیهوپ
«وقتی‌باهم‌میرید‌استخر»
اسمات
دوست نداری نخون اسماته

ویو ات
چندروزی‌بود‌که‌اومده‌بودیم نیویورک و همه جای نیویورک رو گشته بودیم کلی هم وسایل خریده بودیم ولی امروز اصلااا حوصله هیچ کاری رو ندارم همینطور نشسته بودم  که دیدم دستی درو کمرم حقله خورد نگا کردم دیدم جیهوپه(خواهرم میخواستی کس دیگه باشه؟؟؟!🌚)
جیهوپ:چیشده عزیزم؟ تو فکری
ات:هیچ فقط امروز حوصله هیچ کاری رو ندارمم
جیهوپ:ممم من ی فکری دارم
ات:هم چه فکری؟
جیهوپ: میخوای بریم استخر؟
ات: چی! استخر؟
جیهوپ:اره بریم استخر امروز روز آخره که انیجایم فردا صبح هم پرواز داریم بریم  یکم اب تنی کنیم روز اخر خوش بگذرونیم (بالحن شیطانی)
ات:هی تو اون مغزت چی میگذره هاا بگوو ببینمم(همراه با خنده)
جیهوپ: اممم هیچی مگه چه اشکالی داره میخوام با زنم برم استخر جرمه؟
ات:( چشماش رو ریز کرد و گفت) اکیی ولی من که میدونم قراره چیکار کنی ولی نمیدونم چیکار
جیهوپ:(خندید و سرش رو خم کرد ات رو بوس//ید و گفت) پاشو برو لباست رو بردار که قراره بریم ابتنیی یوهوووو
ات:(خنده)الحق که بچه ای
جیهوپ:چی من بچم (تو دلش: باشه ات خانم وایسا دارم برات ی بچه بهت نشون بدم)
ات: اره بچه ای
ویو الیزابت (من)
ات و جیهوپ حاضر شدن رفتن سمت استخر و اونجا تو اتاق پروف(نمیدونم اسم اونجایی که لباس عوض میکنن چیه) م//ایو  هاشون رو پوشیدن  جیهوپ تو آب منتظر ات بود که بیاد وقتی ات اومد با دیدنش چشماش برق زد و خب ی جورای هم میشه گفت ت/حری//ک شده بود  و داشت تو ذهنش برای ات نقشه میکشید که ات صداش زد
ات:هی الو کجایی ی ساعته دارم صدات میکنم
جیهوپ:ها ه ه هیچی بیا تو اب
ات پرید تو اب همینطور داشتن باهم دیگه ش//نا میکردن،  کله همدیگه رو زیر اب خفه میکردن وقتی که ات رفت قسمت گوشه‌ای استخر بشینه جیهوپ از پشت بهش نزدیک شد خودش رو بهش چسب///وند و بغلش کرد
ات:هی چیکار میکنی ترسیدم
جیهوپ داشت خمار نگاش میکرد(جونننن) دستاش رو دور کمر ات حلقه زد و شروع کرد به ب//,وس/یدن ات اولش تعجب ولی بعدش همراهی کرد چندمین گذشت جیهوپ ات رو بلند کرد و کذاشت لبه استخر و دستاش رو دو طرف ات گذاشت
جیهوپ: این لباس رو کی خریدی
ات : چند روز پیش که رفته بودیم بازار
جیهوپ: پس چرا من ندیدم؟!
ات:امممم(عکسش رو میزارم)
جیهوپ:زبونتو موش خورده؟
ات: نه خیرمم زبونم سرجاشه
جیهوپ:کو ببینم(خمار)
ات: ایناها(زبونش رو ارود بیرون)
وقتی ات ز//بونش رو بیرون آورد جیهوپ فوری ز//,بون ات رو لیس زد
جبهوپ:همم ، هم شیرینه هم دا//غه (خمارر)
ات: جیهوپ
جیهوپ: جانم پرنسس
ات:چت شده؟عجیب شدی
جیهوپ: میخوای بدونی چم شده
ات: هم (یعنی تو تا الان نفهمیدی چش شده؟؟ والا ما فهمیدیم تو نفهمیدی 💆🏻‍♀️)

اسمات. تو کامنت‌ها
دیدگاه ها (۳۵)

بچه ها من دیگه اسمات نمی‌نویسم چون تا الان سه تا از پیج هام ...

Scenario bts #درخواستیوقتی رژیم گرفتی و فشارت‌میوفته و بیهوش...

هرچی درخواستی دارید بگید(چندپارتی،تکپارتی،سناریو)

اندام ات و قیافش رو این دختره تصور کنید

نفرتی به نام عشقپارت:۳۱ات، پاشد. از دست کوک گرفت و سعی کرد ب...

A love that begins with jealousy"2"✨part: 6ویو ات: بعد اینکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط