نفرتی به نام عشق
نفرتی به نام عشق
پارت:۳۱
ات، پاشد. از دست کوک گرفت و سعی کرد بلندش کنه. بعد کلی تلاش موفق شد و بردش سمت آب.
.
.
.
.
ات: خب خب خبببب. اماده ای؟!
کوک: وادف..اماده؟! اماده ی چی؟!
ات:(هلش داد تو آب و خودش داشت میخندید) وایییی قیافت عالیهه.
کوک:(صورتشو پاک کرد) که عالیه ها؟!(لبخند شیطانی)
ات:(نگاش کرد)
کوک:(به سمت ات دویید و قبل ازین که فرار کنه براید بغلش کرد) خب خب بریم برای انتقام خانم خانما.
ات: ولم کنننن..خودم میاممم
کوک: نچ نچ دیگه دیره(بردش سمت آب ولی ننداختش تو آب)
ات: چرا اینجوری نگام میکنی؟!
کوک:(مردمک چشماش بزرگتر شد)
ات: خوبی؟!
کوک: نمیتونم تحمل کنم...لعنتی!(لباشو گذاشت رو لبای ات و محکم مک میزد)
ات:(یکم مکث کرد و بعد دستاشو دور گردنش انداخت و همراهیش کرد)
کوک:(زبونشو کرد تو دهن ات)
ات:(کوکو با دستاش نزدیک تر کرد)
یه بچه: عمو دارین چیکار میکنین؟(لحن بچگونه)
ات:(از صورت کوک فاصله گرفت)
کوک: عام..چی...عاها هیچی..گفت لُپش درد میکنه منم لُپشو بوس کردم خوب شه.
بچه: پس چرا داشتین از لب هم میبوسیدین؟
کوک: خب.....
مامانش: جینوو«همتون میشناسینش👍🏼😀البته اینجا فقد از اسمش استفاده شد-💔😍» بیا بریم..اوه.. اکه حرف بدی زد یا اذیتتون کرد ببخشید
ات:(لبخند) عیبی نداره
مامانش:(لبخند/خدافظی کرد رفت)
کوک: ایندفه مزاحمت ایجاد شد. دفه بعد نمیذارم.
ات: درسته شبه و ادمای زیادی اینجا نیستن، ولی خب اینجا یه مکان عمومیه. و تو داشتی منو اینجا میبوسیدی. دستت نشکست؟!
کوک: برای چی بشکنه؟!
ات: چن دقیقس براید بغلم کردی.
کوک: بخام صادقانه بگم، خیلی سبکی.
ات:(چش غره)
کوک: مامان اینا سه چهار روز دیگه میان، نه؟!
ات: اره.
کوک: دلم میخاد زودتر مال من شی(بم تو گوشش)
ات:(نفس عمیق)همین الانم مال توعم!
کوک:(تو چشاش نگا کرد) اونموقع رسمی میشه.
ات:(نگاهش میکرد و چیزی نمیگفت)
کوک:(چشاش خمار بود)
ات:بذار برم پایین تا بتونیم آب بازی کنیم.
کوک:عاحح نمیخاستم ولی خب(گذاشتش تو آب)
ات: واو تا کمرمه..عالیه اگه بیوفتم و نتونم بلند شم میمیرمم.
کوک: منم اینجا خیارم؟!
ات: نه عزیزم تو موزی!
کوک: هه هه نمکدون.
ات:(چش غره/یکم رفت دورتر و آب پرت کرد رو کوک و فرار کرد)
کوک: بگیرمت خفت میکنم(دویید دنبالش)
ات: نمیتونیی(خنده)
کوک: که نمیتونمم؟!
.
.
.
وقتی داشتن میدوییدن، ات تو پاش صدف رفت و..
ــــــــــــــــــــــــــــ
ات: ار...آخخخ(افتاد تو آب)
کوک:(سریع دویید سمتش و اوردش بیرون)
ات:.......
ــــــــــــــــــــــ
لایک: ۲٠
کامنت: ۲٠
بازنشر: ۱٠
پارت:۳۱
ات، پاشد. از دست کوک گرفت و سعی کرد بلندش کنه. بعد کلی تلاش موفق شد و بردش سمت آب.
.
.
.
.
ات: خب خب خبببب. اماده ای؟!
کوک: وادف..اماده؟! اماده ی چی؟!
ات:(هلش داد تو آب و خودش داشت میخندید) وایییی قیافت عالیهه.
کوک:(صورتشو پاک کرد) که عالیه ها؟!(لبخند شیطانی)
ات:(نگاش کرد)
کوک:(به سمت ات دویید و قبل ازین که فرار کنه براید بغلش کرد) خب خب بریم برای انتقام خانم خانما.
ات: ولم کنننن..خودم میاممم
کوک: نچ نچ دیگه دیره(بردش سمت آب ولی ننداختش تو آب)
ات: چرا اینجوری نگام میکنی؟!
کوک:(مردمک چشماش بزرگتر شد)
ات: خوبی؟!
کوک: نمیتونم تحمل کنم...لعنتی!(لباشو گذاشت رو لبای ات و محکم مک میزد)
ات:(یکم مکث کرد و بعد دستاشو دور گردنش انداخت و همراهیش کرد)
کوک:(زبونشو کرد تو دهن ات)
ات:(کوکو با دستاش نزدیک تر کرد)
یه بچه: عمو دارین چیکار میکنین؟(لحن بچگونه)
ات:(از صورت کوک فاصله گرفت)
کوک: عام..چی...عاها هیچی..گفت لُپش درد میکنه منم لُپشو بوس کردم خوب شه.
بچه: پس چرا داشتین از لب هم میبوسیدین؟
کوک: خب.....
مامانش: جینوو«همتون میشناسینش👍🏼😀البته اینجا فقد از اسمش استفاده شد-💔😍» بیا بریم..اوه.. اکه حرف بدی زد یا اذیتتون کرد ببخشید
ات:(لبخند) عیبی نداره
مامانش:(لبخند/خدافظی کرد رفت)
کوک: ایندفه مزاحمت ایجاد شد. دفه بعد نمیذارم.
ات: درسته شبه و ادمای زیادی اینجا نیستن، ولی خب اینجا یه مکان عمومیه. و تو داشتی منو اینجا میبوسیدی. دستت نشکست؟!
کوک: برای چی بشکنه؟!
ات: چن دقیقس براید بغلم کردی.
کوک: بخام صادقانه بگم، خیلی سبکی.
ات:(چش غره)
کوک: مامان اینا سه چهار روز دیگه میان، نه؟!
ات: اره.
کوک: دلم میخاد زودتر مال من شی(بم تو گوشش)
ات:(نفس عمیق)همین الانم مال توعم!
کوک:(تو چشاش نگا کرد) اونموقع رسمی میشه.
ات:(نگاهش میکرد و چیزی نمیگفت)
کوک:(چشاش خمار بود)
ات:بذار برم پایین تا بتونیم آب بازی کنیم.
کوک:عاحح نمیخاستم ولی خب(گذاشتش تو آب)
ات: واو تا کمرمه..عالیه اگه بیوفتم و نتونم بلند شم میمیرمم.
کوک: منم اینجا خیارم؟!
ات: نه عزیزم تو موزی!
کوک: هه هه نمکدون.
ات:(چش غره/یکم رفت دورتر و آب پرت کرد رو کوک و فرار کرد)
کوک: بگیرمت خفت میکنم(دویید دنبالش)
ات: نمیتونیی(خنده)
کوک: که نمیتونمم؟!
.
.
.
وقتی داشتن میدوییدن، ات تو پاش صدف رفت و..
ــــــــــــــــــــــــــــ
ات: ار...آخخخ(افتاد تو آب)
کوک:(سریع دویید سمتش و اوردش بیرون)
ات:.......
ــــــــــــــــــــــ
لایک: ۲٠
کامنت: ۲٠
بازنشر: ۱٠
- ۵۴۷
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط