{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سجاده نشین با وقاری بودم

سجاده نشینِ با وقاری بودم

ای بر پدر کرشمه هایت صلوات...
دیدگاه ها (۱)

. بی خیال رانده شدن از بهشت مےخواهم سیب را از #لب_های_تو ب...

همه خرمی وشادی ام در خنده توست همه مستی ام از بوسه سوزنده تو...

هجمه چشمان تو دل می برد از منهر خنده زیبای تو سر می برد ازتن...

لبْ انارى و دو ابرويِ تو چاقويَت بودشبِ يلدايِ مجانين، شبِ گ...

✨ پنجشنبه ها،🥀دلتنگی جور دیگری است✨دلتنگ کسانی می شوی؛🥀که نب...

عجب دم و دودی راه انداختین بپا خفه نشین 😂منم بچه بودم با چوب...

دلم یک گوشه خالیاز دلهره میـخواهدخالی از نبودنت، پدر جانهی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط