{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاک شد تیرگی قرنیه ام در باران

پاک شد تیرگی قرنیه ام در باران
میکند عشق مرا تجزیه ام در باران

حدسم این بود کمی با تو قدم میزنم و
با تو پر می شود هر ثانیه ام در باران

چشم من ابر شد هر بار تو را می دیدم
اشک من خط زده بر فرضیه ام در باران

یارم آمد به وصالم برسد اما حیف
خیس شد کاغذ اعلامیه ام در باران!

دست تو چتر شده بر سر قبرم ای کاش
مثل من تر نشود قافیه ام در باران
دیدگاه ها (۱)

به اینکه حق با من بود یا تو ، فکر نمیکنم ،،به اینکه راهی مان...

این روزها مداماز گوشهٔ دنج پارک‌ها سر در می‌آورم..جایی که بش...

بیا کههر دو به نوعیبه شانه محتاجیمدوباره موی " تو "و حال من ...

شاید تمامِ ناراحتی مان از این استکه در بُرهه ای از زندگی مان...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

Part ۱: ملاقات در بارانباران از عصر شروع شده بود و حالا نزدی...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط