{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر سرو قد که بر مه و خور حسن میفروخت

۹۲۸
هر سرو قد که بر مه و خور حسن می‌فروخت
چون تو درآمدی پی کاری دگر گرفت
دیدگاه ها (۱)

۹۲۹لبخند می‌زنیم که: «رنجیده‌ست...»؛گاهی ترور،شلّیکِ حرفهای ...

۹۳۰ای کاش بی باران نماند،چتری که ما را با هم به منزل می‌رسان...

۹۲۷آمد ز طرْفِ کویَت صبحِ ازل نسیمی بوی تو را گرفتیم ما و #...

۹۲۶از میانِ تمام چیزهایی که دیده امتنها #تو یی که می‌خواهم ب...

🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩جمع نمی شود دگر انچه تو می پراکنی#سعدی

همدم یار شدن دیده تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط