{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر آمدی

اگر آمدی
خبرم کن
در خانه بمانم
که از اندوه نمیرند
شمعدانیهای منتظر و ماهی های حوض
و لبخندی که بشوق برلبانم میبندد
که تو بیایی ُ کسی خانه نباشد
«سید علی صالحی»

#عاشقانه
دیدگاه ها (۲)

.پدربزرگ میگفت:❤❤❤انتظار کار مرد نیست!یک دل قوی میخواهد که د...

پاییزجایش‌رابه‌زمستان‌دادزمستان‌جایش‌رابه‌بهاربرگ‌هاجایشان‌ر...

🧡💛❤پیری ام را در دستان لرزانت احساس می کنم.اشعار عاشقانه، دی...

هیچڪسبی درد و غصّهو گرفتـاری نیست،اما قشنگیـشبه این ڪه تو او...

قلم به دست تنها نشسته ای در نظرمآری بگذار از تو بنویسماز تو ...

داستان سهراب و پریسا نویسنده مرتضی متقیان

خون و عسل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط