خندیدی و چال گونه ات پیدا شد

خندیدی و چالِ گونه ات پیدا شد
گفتی که برای بوسه ات آزادم ...

لب های تو را هدف گرفتم دیدم
از چاله در آمدم به چاه اُفتادم
دیدگاه ها (۲)

همه شب من دل خود می خورم از تنهاییتا خیال تو انیس شب تنهایی ...

به خدا خواهم گفت:جای باران بهار، دلمان تشنه احساس شده ...

شاه همه جهان توییاصل همه کسان توییچون که تو هستی آن مانیست غ...

مهتاببگو دوستم داریتا منسمت آفتابلبخند بزنموسر بر شانه های گ...

عشق مافیایی p8

جیمین فیک زندگی پارت ۷۶#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط