{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من عاشق ترین آفتاب گردان مزرعه عشق بودم

من عاشق ترین آفتاب گردان مزرعه عشق بودم
که با آفتاب نگاهت به هر سو که می خواستی
آرام آرام می چرخیدم
با هر چرخشم با صبوری افکارت را می دزدیدم
ودر قلب ناباورت ذره ذره خانه ای برای فردایم می ساختم
و در زیر پلک های مهربانت
تصویر زیبایی و معصومیتم را تا ابد حک می کردم
من عاشق ترین و بی پروا ترین آفتاب گردان مزرعه عشق بودم
که یک نگاهت را به عالمی نفروختم
دیدگاه ها (۳)

زود عادت می کنم من به دستان تو تنها زود عادت می کنم صخره ا...

به نامردی قسم خوردم که نامردی کنم در حق نامردان عالم عز...

دردِ تو را همراهِ تو بی‌صدا درد می‌کِشم خستگیِ بی‌پناهِ سرز...

می روی دلهره ها پشت سرت می آیند بعد تو...خاطره ها پشت سرت می...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

آفتابگردان...👌🍀❤من عاشق ترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودمکه ن...

من و تــــــــوبرای رسیدن به همهیچ چیز کم نداریم به غیر از ی...

ماندانا زندیان شاعر اصفهانی

آهای اونایی که مثل من کسی نیست امشب و فردا رو یه تبریک خشک و...

و بله دنیز عاشق دمیر شد نه تئومان . . :)!

زوج خفن!!

ArLey :)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط