{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودم قبول دارم کهنه شده ام

خودم قبول دارم کهنه شده ام
آنقدر کهنه ، که می شود روی گرد و خاک تنم یادگاری نوشت
بنویس و برو . . .
دیدگاه ها (۱)

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندمنه برای اینکه آنها...

هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدنبه هر حال دار...

بیا با هم خانه‌ای بسازیمبی‌هیچ دری به بیرونتنها دریچه‌ای کاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط