{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن

هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن
به هر حال دارم فراموش میکنم فراموش شدنم را . . .
دیدگاه ها (۱)

خودم قبول دارم کهنه شده امآنقدر کهنه ، که می شود روی گرد و خ...

بیا با هم خانه‌ای بسازیمبی‌هیچ دری به بیرونتنها دریچه‌ای کاف...

دخترک رفت ولی زیر لب این رامیگفت:“اویقینا پی معشوق خودش میآی...

واییییی آخرشم بغضم ترکید دارم گریه میکنم رفیقام بالای تخت من...

من درد واقعی رو دارم درک میکنم...

احساس میکنم نفهمیدم 🤡🎀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط