{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاتل منp

قاتل من🩸🌚(p۶)

نفهمید چیشد که چشماش بست شده همینجوری قله خورد افتاد زمین کل زمین پر خون شده جونگکوک وقتی از پله داشت پایین میومد تل بیبنه ا.ت کجاست چیشد دیده ا.ت روی زمین افتاده دورش پر خون سریع از پله رفت پایین هی داد میزد ولی ا.ت چشماشو باز نمی کرد ا.ت رو براید اسلاید بغل کرد نفهمید چطور سوار ماشین شد تا بیمارستان رانندگی کرد تا رسید بیمارستان
_پرستاررررر (داد)
&چیشده آقای آروم تر اینجا بیمارستان
_همسرم از پله افتاده پایین نجاتش بدین
&باشه برانکارد رو بیارید

برانکارد رو آوردن ا.ت رو گذاشتن ردش برد سمت اتاق عمل اونجا بود که جونگکوک از استرس هی راه می‌رفت می ترسید ا.ت رو از دست بده همینجوری با استرس راه می‌رفت که تهیونگ اومد
~کوک چیشده
_ا.ت از پله ها افتاد بردنش اتاق عمل تهیونگ (بغض)
~ زن داداش سالم از اتاق عمل میاد بیرون کوک ناراحت نباش باشه

همینجوری که داشت دل داری میداد که دکتر از اتاق عمل اومد بیرون جونگکوک سریع دوید پیش دکتر
_حال همسرم چطوره
¥آقای جئون خداروشکر حال بچتون خوبه چون خیلی رود به دنیا آومد تا چند روزی مهمون ما هستن
_بچه...مگه ا.ت حامله بود
¥خبر نداشتی همسرتون حامله هست تو ماه دوم بودن الان ماه سوم بود که بچه رو زود به دنیا آوردن الانم تو دستگاه هستش احتمال مرگ بچتون ۵۰درصد هستش
_ باشه آقای دکتر حال همسرم چطوره ؟
¥متاسفم ما هرکاری از دستمون بر اومد انجام دادیم خانم ا.ت رفتن تو کما احتمال مرگشون خیلی زیاد ۸۰درصد هستش متاسفم
دکتر رفت جونگکوک افتاد زمین حالش خوب نبود یعنی ۲۰درصد شانس زند بودن داشت ا.ت نمی دونسته چی بگه گریه میکرد تو اعصاب خودش بود به سختی بلند شد تهیونگ هم که یه گوشه وایساد بود به جونگکوک نگا می کرد می دونست تنها باشه بهتر حالش خوبه میشه اون گوشه وایساده دید جونگکوک بلند شده رفت سمت‌ اتاق ا.ت دنبالش رفت تا اینکه صدای دستگاه بلند شد جونگکوک همونجا وایساده دید چطور پرستارها دکتر هجوم بردن اتاق ا.ت افتاد زمین شروع کرد به گریه کردن نمی دونسته چیکار کنه به خودش فحش میداد چرا اینقدر زجرش داده همینجوری گریه می کرد که بلند تا سراغ اون زنیکه جند برسه امشب قرار بود جنا بمیره قرار نبود کسی باشه به زندگی آروم آسایش خودش ا.ت نابودشه سوار ماشین شد راه افتاد انبار درست جونگکوک از قبل جنا رو با تله گیر انداخته بود حالا تو انبار زندونی کرد بود تت‌ به وقتش انتقام بگیره ولی الان همون روزه انتقام بود با سرعت روند به انبار .... ادامه دارد
دیدگاه ها (۲۰)

قاتل من 🩸🌚(آخرp)به انبار رسید از ماشین پیاده شد وارد انبار ش...

اسم فیک : قاتله زنجیره ای منشخصیت های اصلی: ا/ت و تهیونگ و ب...

اهوم من که دارم (خودمم ازش بدترم💔😂)هی حق تا ابد🙃❤️‍🩹

قاتل من 🩸🌚(۵)_هیش هیچی نگو +..._ فرار نکن بمون +فرار نکنم‌ای...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁴⁵(کره=ساعت 9:27 PM) الا:...

شکلات تلخ من 🍫(p26)ماشینی با سرعت حرکت می‌کرد که به ماشین جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط