{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معلمم گفت

معلمم گفت:
زندگی را تعريف كن
گفتم زندگی تعريف كردنی نيست
ناراحت شد و نمره ام را صفر داد
سالها بعد كه او را ديدم، پير شده
بود و عصا به دست راه می رفت

جلو رفتم و گفتم:
زندگی را تعريف كن، آرام
خنديد و گفت: نمره ات بيست
زندگی را بايد زيست ....!

─┅─═ঊঈ 📚 ঊঈ═─┅─
دیدگاه ها (۲)

خداوند به حضرت موسی گفت:🍃🌺با "زبانی که گناه نکرده ای" مرا بخ...

- هر جا عده‌ی زیادی اهل فضیلت باشند، باید مطمئن بود که بعضی ...

بی ارزشترین نوعِ افتخار،افتخار به داشتن ویژگی‌هایی است که خو...

معلم با خط كش چوبی اش زدپشت دستموگفت جمله هايت زيباستگفتم اج...

part 3مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

ات که کور رنگی داشت (این موضوع مخفیه) ارام گفت: گل..کوک و ته...

پارت ۳§¥شما باید باهم ازدواج کنین +چی !-اما پدر شما دارید با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط