یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشم

یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشم
بی‌محکمه زندانی بازوی تو باشم

پیچیده به پای دل من پیچش مویت
تا باز زمین‌خورده‌ی گیسوی تو باشم

کم بودنِ اسپند در این شهر سبب شد
دلواپسِ رؤیت شدن روی تو باشم

طعم عسل عالیِ لب‌هات دلیلی‌ست
تا مشتری دائم کندوی تو باشم

تو نصف جهانی و همین عامل شُکر است
من رفتگری در پل خواجوی تو باشم....
دیدگاه ها (۲)

ز کجا آمده بودی که خرابم کردیاهل میخانه نیم مست شرابم کردیمن...

قدم اهسته بردار ,زیر پایت یک دل استیک دل پر خون زما,افتاد...

عشق را از حاشیه تا متن معنایش توییعمر اگر یاری کند امروز ، ف...

من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام این چنین هرگز نبودم گویی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط