من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام

من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام
این چنین هرگز نبودم گوییا بی خانه ام

من گذشتم از تو اما فکر تو هرگز نرفت
تو نرفتی از خیالم ای مه در دانه ام

ترک تو گفتم دعا کردم که مهرت هم رود
گرچه میدانم نخواهد رفت از کاشانه ام

دلبری ها میکنی دل را سبب ساز غمی
غم چه شیرین میشود با بغض تو جانانه ام

بعد عمری عاشق زلف شرابت من شدم
من غلط کردم بسازم روی طوفان خانه ام

میروم اما دلم پیش تو میماند گلم
بر دلم دستی کشم دستی دگر بر چانه ام
دیدگاه ها (۳)

عشق را از حاشیه تا متن معنایش توییعمر اگر یاری کند امروز ، ف...

یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشمبی‌محکمه زندانی بازوی تو ب...

سال‌هاست قلبم رادر نگاه کسی گرم نکرده‌امعطری از شال و گردنم ...

امشب کمی ستاره و یک ماه چیده ام؛آری ،تو را به حد جنون خواب د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط