.
.
مثل اعتراف به قتلے که نکردهام
دوستت دارم،
مثل ماندن روے حرفهایےکه نگفته باشم،
مثل توبههاےدروغین،
مثل شکنجه،
مثل کابوس،
مثل ترکِ وطن،
مثلِ آوارگے،
مثل زندگے با کسےکه
تا ابد دوستش نخواهم داشت
دوستت دارم
آنقدر
بےمنطق و بےفلسفه
دوستت خواهم داشت
که آخر مجبور شوے
دوستم داشته باشے....
مثل اعتراف به قتلے که نکردهام
دوستت دارم،
مثل ماندن روے حرفهایےکه نگفته باشم،
مثل توبههاےدروغین،
مثل شکنجه،
مثل کابوس،
مثل ترکِ وطن،
مثلِ آوارگے،
مثل زندگے با کسےکه
تا ابد دوستش نخواهم داشت
دوستت دارم
آنقدر
بےمنطق و بےفلسفه
دوستت خواهم داشت
که آخر مجبور شوے
دوستم داشته باشے....
- ۳۸۰
- ۰۵ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط