اینجا همهی آبهای روان
اینجا همهی آبهای روان
مشتاق سپیدهدم دریایند
ما تشنهایم!
ساعت شما چند است!؟
باشد، که زندگی
زندگیست.
امروز در دست من و
دوش در دست تو و
فردا ... مالِ دیگریست،
تنها به یاد آر که رویاها نمیمیرند.
سفر اینگونه آغاز میشود
روشنتر از این تماشا
تنها نوشتن است که مرگ را
پشت در اتاق و آینه مشغول شمردن کلمات خواهد کرد!
دستهای تو همسایگانند
یکی به چپ میرود، یکی به راست!
تو رویاها را ورق بزن ای روشن!
مشتاق سپیدهدم دریایند
ما تشنهایم!
ساعت شما چند است!؟
باشد، که زندگی
زندگیست.
امروز در دست من و
دوش در دست تو و
فردا ... مالِ دیگریست،
تنها به یاد آر که رویاها نمیمیرند.
سفر اینگونه آغاز میشود
روشنتر از این تماشا
تنها نوشتن است که مرگ را
پشت در اتاق و آینه مشغول شمردن کلمات خواهد کرد!
دستهای تو همسایگانند
یکی به چپ میرود، یکی به راست!
تو رویاها را ورق بزن ای روشن!
- ۲۹۵
- ۱۳ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط