{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستت دارم!

دوستت دارم!
شبیه دیروز و تمام آن روزهایی که
حسابش را تنها خورشید می‌داند...
گفته بودم جهانم با تو رنگی‌ست؟
هر جا که نگاهم می‌رود.
و هر کس که سلامم می‌دهد،
باز تویی...
حتی من در سیاه و سفید چشم‌هایت
باز هم تو را می‌بینم...
اما خودم را خاطرم نیست!
شبیه چه کسی بوده‌ام!؟ نمی‌دانم...
ما به اندازه‌ی پلک زدنی
از هم دوریم...
و دلم می‌خواهد این فاصله
جانم را به لب‌هایت برساند،
تا باز هم ببوسمت....!
دیدگاه ها (۱)

ﻫﺮ ڪہ ﮔﻔﺘﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ!ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔــتہ ﺍﺳٺ!ﺑﻬـﺎنہ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳـٺ!ﺗ...

هیچڪسنمیـدانـد ،،،بـه وقـت دلـتنگـے !!!وزن یڪ آه "چقـدر مـے ...

عشق تو همه چیزیه ڪه باعث میشه احساس ڪامل بودن بڪنم.

من پریشان تر از آنمکه تو می پنداریشده آیا تهِ یک شعرترک بردا...

می ترسم چشم باز کنمبه زلال بی کرانِ چشمانت زل بزنممی ترسم، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط