{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حال خرابم با حضوری جا نمی آید

حال خرابم با حضوری جا نمی آید
بعد از تو دیگر هیچ کس! اینجا نمی آید
آنقدر دلگیرم ازین صد چهره ها، دیگر
لبخند هم یک لحظه بر لبها نمی آید
وقتی به آخر می رسد تاب و توانِ عشق
توجیه و زیرا و اگر، اما ! نمی آید
دل کنده ام حتی توان زنده بودن نیست
جز مرگ تعبیری به این سرما نمی آید
انگار خورشیدی که از دنیا فراری شد ...
این اولین بار است که فردا نمی آید!
دیدگاه ها (۶)

‍ حس می کنم کنار تو از خود فراترمدرگیر چشم های تو باشم رهاتر...

دراین جهان اگر این عشق را بهایی هستبدان که در پس این عشق اشن...

دلم ، گل شکفته ی باغت !به تو مجاب شدم! کنار هرم مسیحایی ات گ...

چشمهایت آسمانی گر چه خیلی ساده اند!این دو آتش پاره آخر کار د...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART²⁵...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط