صادقانه دل سپردم سرنوشتم شوم شد
صادقانه دل سپردم سرنوشتم شوم شد
قلب من با رفتنت از عشق هم محروم شد
دل که درزندان چشمانت دقایق می شمرد
عاقبت حکمش رسید از دوریت محکوم شد
من تظاهر میکنم خوبم ولی دردی عجیب
جا گرفت درسینه ام یکباره دل مسموم شد
فارغ از خود بودنم در گیرودارزندگی
قلب من بازیچه ی دستت مثال موم شد
ظلم چشمانت نصیبم شد دراین بازی ِتلخ
سهم من تنها نشستن با دلـــی مظلوم شد
عشق با تلخی خوددرقلب من جا مانده اس
رفتی و دل را شکستن عادتی مرسوم شد
قلب من با رفتنت از عشق هم محروم شد
دل که درزندان چشمانت دقایق می شمرد
عاقبت حکمش رسید از دوریت محکوم شد
من تظاهر میکنم خوبم ولی دردی عجیب
جا گرفت درسینه ام یکباره دل مسموم شد
فارغ از خود بودنم در گیرودارزندگی
قلب من بازیچه ی دستت مثال موم شد
ظلم چشمانت نصیبم شد دراین بازی ِتلخ
سهم من تنها نشستن با دلـــی مظلوم شد
عشق با تلخی خوددرقلب من جا مانده اس
رفتی و دل را شکستن عادتی مرسوم شد
- ۲۲۳
- ۱۲ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط