{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوختم در غم آنکس که وفادار نبود

سوختم در غم آنکس که وفادار نبود
عشق من پاک ولی گرمی ٬ بازار نبود

مثل آیینه شکست شیشه ی قلبم به جفا
این دل خون شده ام در پی آزار نبود

بس که آزرده دل از بازی دوران دارم
سرنوشت با من و با بخت و دلم یار نبود

گریه مهمان من و خنده ز لب قهر ولی
بی گناه اشک برازنده ی رخسار نبود

بازی چرخ و فلک بود ٬گله از که کنم
هیچکس مثل من از بخت طلبکار نبود

چهره پنهان کنم از آینه و٬ آینه هم شرم کند
غیر من هیچ کسی ٬ بر من عزادار نبود

دشمنم دوست شد و ٬ دوست به من دشمن حیف
غیر از آن دوست کسی ٬ در پی پیکار نبود

سرنوشت خواست که نامم بشودسنگ صبور
سینه تنگ است چرا محرم اسرار نبود ؟
دیدگاه ها (۱)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

شاهکاری به نام دروغ

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

سوختم در غم آنکس که وفادار نبودعشق من پاک ولی گرمی ٬ بازار ن...

سوختم در غم آنکسکه وفادار نبودعشق من پاک ولیگرمی ٬ بازار نبو...

سوختم در غم آنکس که وفادار نبودعشق من پاک ولی گرمی ٬ بازار ن...

سوختم در غم آنکس که وفادار نبودعشق من پاک ولی گرمی ٬ بازار ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط