{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو زلفونت بود تار ربابم

دو زلفونت بود تار ربابم
چه می خواهی از این حال خرابم
تو که با ما سر یاری نداری
چرا هر نیمه شو آیی به خوابم 
اگر مستم من از عشق تو مستم
بیا بنشین که دل بردی ز دستم
#بابا_طاهر
دیدگاه ها (۱۱)

دیدی که چه بی #رنگ و ریا بود زمستان؟مظلوم ترین فصل خدا بود ز...

من و #سازم شدیم درگیر #تو

#دوستت_دارم پریشان، شانه می‌خواهی چه کار؟دام بگذاری اسیرم، د...

#شعر_قدیمی 🍃مجنون چو حدیث عشق بشنیداول بگریست پس بخندیداز جا...

سعدی میگه،.. بر لب جوی بنشین و گذران عمر ببین، شاه اوغلان(حس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط