{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی بود یکی نبود . این داستان زندگی ماست .

یکی بود یکی نبود . این داستان زندگی ماست .
همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود .
در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن .
با هم ساختن . برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد.
هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود ،
که یکی بود ، دیگری هم بود . همه با هم بودند .
و ما اسیر این قصه کهن ، برای بودن یکی ، یکی را نیست می کنیم .
از دارایی ، از آبرو ، از هستی .
انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست .
هیچ کس نمیداند ، جز ما . هیچ کس نمی فهمد جز ما .
و آن کس که نمی داند و نمی فهمد ، ارزشی ندارد ، حتی برای زیستن .
و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم .

هنر نبودن دیگری . . .
دیدگاه ها (۷)

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

بسم الله الرحمن الرحیم ‌حکایت شیطان و کهن‌ الگوهایش :روزی شی...

هنوز برای ساخت یک ایده باید ساعتها کدنویسی کنید

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

کامل‌ترین سبک زندگی:۱- پس از مطالعه مکاتب، ادیان و ایسم‌های ...

Dana-Apada

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

𓋜 𝐼𝑑𝑒𝑎زمانی که پیمان‌نامه‌های قدیمی با خونِ اسلاف نوشته شدند...

بسم الله الرحمن الرحیم معنای گناه از نگاه چوپان پیر :وقتی از...

اعجاز علمی قران در مورد تاريكى دريا{موج من فوقه موج} [ سوره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط