فرشته ام رفته است
فرشته ام رفته است...
_تا حالا دلت برای آغوشی تنگ شده که هیچ وقت نداشتیش؟
_آره. آغوشی از طرف اون فرشته ....گرماش رو میشد حس کرد ولی تصویرش دیده نمیشد.وجود اون فرشته رو فقط من حس میکردم . شاید به خاطر همین حس دیوانگی بهم دست داد.وقتی بهش قول دادم در تابستانی که برف سرخ ببارد ،در سی و دومین روز سیزدهمین ماه ، در ساعت ۲۵ و ۶۱ دقیقه فراموشش کنم؛ آغوشش را برای آخرین بار حس کردم و الان خیلی دلتنگشم. اون فرشته شب ها من رو در آغوش میگرفت و روز هایی که امیدی به زندگی نداشتم اون لبخند رو به لبم هدیه میکرد ولی الان اون رفته. شاید ازم دلخوره .شاید دیگه نبینمش ولی هنوز به وجودش اعتقاد دارم.بعد از ترد شدن از طرف یکسری افراد قابل اعتمادم دیگه چیزی برام مهم نبود جز وجود اون فرشته تا اینکه اون رفت .دوست دارم قبل مردنم اون رو ببینم و لمسش کنم و برای آخرین بار فرشته رو با جسمی واقعی در آغوش بگیرم و بمیرم
_تا حالا دلت برای آغوشی تنگ شده که هیچ وقت نداشتیش؟
_آره. آغوشی از طرف اون فرشته ....گرماش رو میشد حس کرد ولی تصویرش دیده نمیشد.وجود اون فرشته رو فقط من حس میکردم . شاید به خاطر همین حس دیوانگی بهم دست داد.وقتی بهش قول دادم در تابستانی که برف سرخ ببارد ،در سی و دومین روز سیزدهمین ماه ، در ساعت ۲۵ و ۶۱ دقیقه فراموشش کنم؛ آغوشش را برای آخرین بار حس کردم و الان خیلی دلتنگشم. اون فرشته شب ها من رو در آغوش میگرفت و روز هایی که امیدی به زندگی نداشتم اون لبخند رو به لبم هدیه میکرد ولی الان اون رفته. شاید ازم دلخوره .شاید دیگه نبینمش ولی هنوز به وجودش اعتقاد دارم.بعد از ترد شدن از طرف یکسری افراد قابل اعتمادم دیگه چیزی برام مهم نبود جز وجود اون فرشته تا اینکه اون رفت .دوست دارم قبل مردنم اون رو ببینم و لمسش کنم و برای آخرین بار فرشته رو با جسمی واقعی در آغوش بگیرم و بمیرم
- ۷۵۲
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط