کجای قصه ای خاتون تو نیستی خونمون سرده.
کجای قصه ای خاتون تو نیستی خونمون سرده.
تو این روزای تنهایی دلم با غصه سر کرده.
نمیخوام اشکها بارون شه,دلم از غصه بیزاره.
نزار دستهای این پاییز منو از ریشه برداره.
تو نیستی بی تو اما سر نمیشه,گل اشکهای من پرپر نمیشه.
نگو این فاصله آخر نمیشه,ببین دیگه از این بدتر نمیشه .
تو عشق و یاد من دادی,منو از من جدا کردی,
حالا دوری ولی باید به شهــرقصــه برگردی.
تمام حرف من اینه بدون تو نمیمونم,
تو هم دلگیری از دنیا ولی پیش تو میمونم.
(بانوی خوبم دوست دارم.حتی کنارم هم که هستی باز دلتنگ توام,بانوی خورشید و ماه من)
تو این روزای تنهایی دلم با غصه سر کرده.
نمیخوام اشکها بارون شه,دلم از غصه بیزاره.
نزار دستهای این پاییز منو از ریشه برداره.
تو نیستی بی تو اما سر نمیشه,گل اشکهای من پرپر نمیشه.
نگو این فاصله آخر نمیشه,ببین دیگه از این بدتر نمیشه .
تو عشق و یاد من دادی,منو از من جدا کردی,
حالا دوری ولی باید به شهــرقصــه برگردی.
تمام حرف من اینه بدون تو نمیمونم,
تو هم دلگیری از دنیا ولی پیش تو میمونم.
(بانوی خوبم دوست دارم.حتی کنارم هم که هستی باز دلتنگ توام,بانوی خورشید و ماه من)
- ۱.۸k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط