{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#من #تاریخ آن #شبی را که از #عمق‌وجود #گریستم را #دقیق به

#من #تاریخ آن #شبی را که از #عمق‌وجود #گریستم را #دقیق به خاطر سپردم...
نه برای آن #شب بلکه برای آن #صبح
برای #آدم‌دیگری که روز بعد به آن تبدیل شده‌بودم....
دیدگاه ها (۰)

چشم هایت، تمام چیزے ست ڪه از زندگے میخواهم …نگاهت را ڪه داشت...

#باران

برایت شعر می‌بافم، تنت را گرم کن با آنلباس گرم شاعرها، همین ...

این روزهاحرف دارم به وسعت تمام نداشته هایماما راهی نیست جز س...

۱۴۰۴/۱۲/۲۴شش روز مانده به عیدو هیچ عیدی مانند روز فرار من از...

چه‌طور می‌توان به برنامه‌ریزی پایبند بود؟🟢قطعاً رسیدن به اهد...

🍷مستی در شب🍷 🪐P33(آخر)🪐چند سال بعد سارا ۳ سالشه. مو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط