یکی بود...
یکی بود...
که دوستم نداشت.
شب، آنقدر طول کشید
که انگار
صبح هم دلش نمیخواست بیاید.
اما بالاخره آمد...
نه برای ماندنِ او،
برای یاد دادنِ این حقیقت
که هیچ شبی
تا ابد نمیماند.
که دوستم نداشت.
شب، آنقدر طول کشید
که انگار
صبح هم دلش نمیخواست بیاید.
اما بالاخره آمد...
نه برای ماندنِ او،
برای یاد دادنِ این حقیقت
که هیچ شبی
تا ابد نمیماند.
- ۱.۰k
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط