گاهی انسان

«گاهی انسان
بیش از همه
از خودش خسته می‌شود.
از اینکه سعی می‌کند قوی به نظر برسد.
از اینکه چیزی به کسی نشان نمی‌دهد.
از اینکه همه‌چیز را در دل نگه می‌دارد،
و می‌گوید: “خوبم”.
در حالی که بزرگ‌ترین جنگ را
درون خودش تجربه می‌کند.
و اغلب، انسان بیش از همه، به خودش می‌بازد.
هرچه بیشتر جمع کند، سنگین‌تر می‌شود.
هرچه بیشتر سکوت کند، بیشتر فرسوده می‌شود.
از فکر کردن، از غصه خوردن،
از نقش بازی کردن،
از سرکوب کردن احساساتش
خسته می‌شود انسان.
بیش از همه،
زیر بار چیزهایی که پنهان کرده
تا کسی نبیند،
خرد می‌شود انسان…»
دیدگاه ها (۰)

و منهر بار نامت رادر دلِ خویش صدا می‌زنمچنان که نماز باران ر...

چقدر اين نوشته‌ی نادر ابراهیمی دلگرم کننده‌ست :در این روزگار...

به كجا بگريزم؟! وقتى زيباتر از ایران جايى را بلدنيستم؛حتى اگ...

‌میدانيد قشنگترین جای زندگی کجاست؟ آنجاست که به دلتان فرصت م...

#تلنگرانه شخصی گرسنه بود برایش کلم آوردند...اولین بار بود که...

لطفا به بندِ اولِ سبابه ات بگو کمی حوصله اش بیشتر شود تا حضو...

مادر نامت را که می نویسمقلم می لرزددل می لرزدجهان آرام می شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط