{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مگر من از وطن چه میخواستم

مگر من از وطن چه می‌خواستم
به غیر تکه‌ای نان
گوشه‌ای امن
جیبی با حرمت
بارانی از عشق
پنجره‌ای باز که آزادی و عشق را به من دهد،
من چه می‌خواستم
در این حد، که به من نداد!؟

برای همین
نیمه شبی
دری را شکستم و رفتم
برای همیشه رفتم...

#شیرکو_بیکس
دیدگاه ها (۰)

نهنگ ها خودکشی می کنند ، حتما شنیده‌ای . بی هیچ دلیلی خودشان...

آدم امن زندگی می‌دونی یعنی چی؟ یعنی اشتباهاتت رو پیشش اعتراف...

خانواده بلقیس با ازدواجش با #نزارقبانی به شدت مخالف بودن، ول...

یادمه یه روزی خیلی ناامید و تلنبار شده روی دست خودم باد کرده...

part:34name: عشق و جداییویو بورابعد از اتمام کتاب بلند شدم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط