{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عنوان«یخ سیاه» ꧁꧂

عنوان«یخ سیاه» ꧁꧂
پارت دوم: ☆دختری که خم نشد. ☆

کایرا یاد گرفته بود به کسی اعتماد نکنه غیر از خودش و تنها باشد. نه چون دوست داشت، بلکه گذشته اش مجبورش میکرد.

خانه ای کوچک، پنجره ای روبه روی کوچه ای باریک، وصدای شهر که شب ها نمیخوابید.
او روی صندلی چوبی نشسته بود، لپ تاب روشن، فنجان قهوه سرد شده. زندگی اش سخت بود اما ساده ولی ضعیف نبود.
کارمی کرد، تصمیم میگرفت ولی به کسی تکیه نمیداد، کایرا «جونگکوک» را میشناخت. محله ای که انتخاب کرده بود، بی خطر نبود. اما کایرا
فقط یک قانون داشت: هیچ کس حق نداره کنترلم کنه.


در زدند.

سه ضربه.

آرام، حساب شده.

کایرا اخم کرد، ساعت نیمه شب بود.
در را بازکرد.
.
مردی با کت و شلوار تیره ایستاده بود. صورتش خونسرد، صدا بی احساس:
«آقای جونگکوک میخوان شما را ببینن.»

کایرا بدون عقب رفتن پرسید:«اگه نیام چی؟»

مرد مکث کرد. کم پیش می آمد کسی اینطور جواب بدهد:
«اون وقت... خودش میاد.»


کایرا لبخند کمرنگی زد:«پس بگید منتظرش می مونم.»

در را بست.

وهمانجا برای اولین بار جونگکوک حس کرد کسی از او نترسیده است.
واین... برای مردی مثل او خطرناک تر از عشق بود.
دیدگاه ها (۵)

عنوان:«یخ سیاه» ꧁꧂پارت سوم: ☆وقتی یخ ترک برمی دارد☆جونگکوک ه...

عنوان:«یخ سیاه» ꧁꧂پارت چهارم: ☆قانون ها☆جونگکوک: میدونی من ک...

عنوان:«یخ سیاه» ꧁꧂پارت اول: ☆مردی که احساسی ندارد. ☆جونگکوک ...

مقدمه کایرا: دختری با گذشته غمناک، با تجربه کسی که همیشه خوب...

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟏𝟖متوجه لرزش دستام شد تک خنده‌ای کرد.. باد...

A KISS MADE OF BLOOD

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط