{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی قرار بر اعدام قاتلی شد .

روزی قرار بر اعدام قاتلی شد .

وقتی قاتل ب پای دار رفت و طناب را دور گردن او آویختند ، ناگهان روانشناس سر رسید و بلند داد زد :دست نگه دارین!

آنها از دار زدن مرد منصرف شدند و گوش ب سخنان روانشناس سپردند

روانشناس رو به حضار گفت :مگر نه اینکه این مرد قاتل است و باید کشته شود ؟همه جواب دادند :بله !

روانشناس ادامه داد:پس بگذارید من به روش خودم این مرد را بکشم !

همه قبول کردند .

سپس روانشناس مرد را از بالای دار پایین آورد و او را روی تخته سنگی خوابانید و چشمانش را بست و به او گفت :
ای مرد قاتل !
من شاهرگ تو را خواهم زد و تو به زودی خواهی مرد .

همه از این گفته روانشناس تعجب کردند .

روانشناس تکه ای شیشه از روی زمین برداشت و روی دست مرد کشید مرد احساس سوزش کرد ولی حتی دستش یک خراش کوچک هم بر نداشت . 

سپس روانشناس قطره چکانی برداشت و روی دست مرد قطره قطره آب می‌ریخت و مدام ب او میگفت: تو خون زیادی از دست دادی و به زودی خواهی مرد .

مرد قاتل خیال میکرد رگ دستش زده شده و به زودی میمیرد ، در صورتی که دستش خراش کوچک هم نداشت. 

مدتی گذشت و دیدند که قاتل دیگر نفس نمیکشد …

او مرده بود  !!!

ولی با تیغ؟؟؟

با دار؟؟؟،،

خیر !

او فقط و فقط با زهری به اسم تلقین مرده بود !

پس از این بعد اگه یک مریضی کوچک داشتید با تلقین بزرگش نکنید !

چون تلقین نداشته ها را به داشته ها تبدیل میکند .

لذا از تلقینات منفی بر حذر باشید که بازدارنده ی تحرک برای زندگی هستند !

البته لازم به ذکر است که ما تلقینات مثبت هم داریم ، منتها حواسمان باشد از توکل ، توسل و تلاش ،نباید غافل بود.
مجموعه ی موارد مذکور برای مؤفقیت الزامی است !

مؤفقیتتان روز افزون !
دیدگاه ها (۱۰)

معلمی به یک پسر هفت ساله ریاضی درس می‌داد. یک روز که پسر پیش...

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون ...

کرم ضد سیمان :وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه‌ام را ...

بسم الله الرحمن الرحیمان الحسین المصباح الهدی و سفینة نجات ...

هوسوک ریز خندید و گفت: "دقیقا مثل شما موسیو" یونگی دست هوسوک...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 121✦....

اگه ۱۰ تا بازنشرو ۲۰ تا لایک بشه پارت بعدی رو میزارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط