تکه ای از کتاب
📚تکه ای از کتاب:
وقتی فکر می کنم،🤔می بینم زندگی من از اول عجیب و غریب بوده است. 🌀برای این حرفم هزار و پنج تا دلیل دارم، اما فقط پنج تا از آن ها را به شما می گویم؛ 🤚چون توضیح آن هزارتای دیگر خودش به یک کتاب احتیاج دارد.📖
دلیل اول: وقتی به دنیا آمدم، اصلا گریه نکردم.😶مادرم می گوید:<< 👩🏻⚕دکتر تو را سر وته کرد، از پاهای لاغر مردنیات نیشگون گرفت،👣 حتی سیلی کوچکی به لپ قرمزت زد، 🖐ولی تو باز هم گریه نکردی.😐ور عوض، صدایی مثل قرقره کردن از گلویت خارج شد.>>
بعد ها فهمیدم گریه نکردن من در موقع تولد نه از بیماری بوده و نه از هیچ چیز دیگر.🩺❌
وقتی فکر می کنم،🤔می بینم زندگی من از اول عجیب و غریب بوده است. 🌀برای این حرفم هزار و پنج تا دلیل دارم، اما فقط پنج تا از آن ها را به شما می گویم؛ 🤚چون توضیح آن هزارتای دیگر خودش به یک کتاب احتیاج دارد.📖
دلیل اول: وقتی به دنیا آمدم، اصلا گریه نکردم.😶مادرم می گوید:<< 👩🏻⚕دکتر تو را سر وته کرد، از پاهای لاغر مردنیات نیشگون گرفت،👣 حتی سیلی کوچکی به لپ قرمزت زد، 🖐ولی تو باز هم گریه نکردی.😐ور عوض، صدایی مثل قرقره کردن از گلویت خارج شد.>>
بعد ها فهمیدم گریه نکردن من در موقع تولد نه از بیماری بوده و نه از هیچ چیز دیگر.🩺❌
- ۱۶۳
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط