.
.
کی ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ؟؟؟
.
ﻧﺨﯿﺮﻡ ﺩﺭﻭﻏﻪ . . . .
ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻨﯽ ﻫﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ
.
ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﻤﺖ ﻧﻔﺴﺎﻡ ﺗﻨﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﺩﺳﺘﻮ ﭘﺎﻣﻮ ﮔﻢ ﻣﯿﮑﻨﻢ ...ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ . ♡
.
ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺖ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﻡ ....ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ... ♡
.
ﻓﻘﻂ ﻃﺎﻗﺖ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯿﺘﻮ ﻧﺪﺍﺭﻡ ...ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ .... ♡
.
ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺻﺪﺍﺕ ﺁﺭﻭﻣﻢ ..ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ .... ♡
.
ﻓﻘﻂ ﻭﻗﺘﯽ ﺻﺪﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﺯﺑﻮﻧﻢ ﺑﻨﺪ ﻣﯿﺎﺩ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ... ♡
.
ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯾﺖ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ...ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ .... ♡
.
ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﺗﻢ ...ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ... ♡
.
ﻓﻘﻂ ﻫﻤﺶ ﺩﻟﻢ ﺗﻨﺪ ﺗﻨﺪ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﻣﯿﺸﻪ ...ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ .... ♡
ﻓﻘﻂ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﻌﻨﯽ ﻣﯿﺪﻩ ...ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ....
ﻓﻘﻂ ﻧﻔﺴﺎﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭﺻﻠﻪ .
ﻳﻪ ﻭَﻗﺘﺎﻳـی ﻫَﺴﺖ ...
ﻧﻪ " ﮔﺮِﻳـــــﻪ ﻛَﺮﺩﻥ " ﺁﺭﻭﻣﺖ ﻣﻴــــ ﻜﻨﻪ ...
ﻧﻪ " ﻧــــــفـﺲ ﻋﻤﻴﻖ " .
ﻧﻪ " ﻳﻪ ﻟﻴـــــﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﺳَــــــــﺮﺩ ..."
ﻧﻪ " ﺩٰاﺩ ﺯﺩَﻥ " ...
. ﻳﻪ ﻭﻗﺘﺎﻳــــــــی ﻫﺴـــــﺖ ﻛﻪ
ﻓﻘﻂ نیاز داری
برای همیشه نباشی
ﻫﻤﻴﻦ....!!!!!
بار اول که دیدمش تو کوچه بود...
یه لباس گل گلی تنش بود...با موهای بلند و خرمایی...
اومد طرفم و گفت داداشی؟میای باهام بازی کنی؟از چشمای نازش التماس
می بارید...خیلی کوچیک بودم اما دلم لرزید...
تو همون نگاه اول عاشقش شدم...
سه سال ازش بزرگتر بودم...قبول کردم و کلی بازی کردیم!اخرش گفت:
تو بهترین داداش دنیایی...سالها گذشت هر روز خودم تا مدرسه می بردمش...
هر روز به عشق دیدنش بیدار میشدم...
اما اون همیشه میگفت:تو بهترین داداش دنیایی...
داغون شدم که عشقم منو داداش صدا میزنه...
گذشت و گذشت...تا اینکه عروسی کرد و ماشین خودم شد ماشین عروسش...
منم رانندش بودم...هی گریه میکردم و اشکامو پاک میکردم...
سالها گذشت که تصادف کرد و واسه همیشه رفت...خودم زیر تابوتشو گرفتم...
اگه بود بازم می گفت:تو بهترین داداش دنیایی...
رفت...واسه همیشه رفت و حتی یکبار هم نتونستم بگم اخه دیوونه...
من عاشقتم...من میمیرم واست...چشمهات همه دنیامه...
یه شب شوهرش رفت دفترچه خاطراتشو اورد...
دیدم چشاش پر اشک بود...دفترو داد و رفت...
وقتی خوندمش مردم...نابود شدم...نابود...نوشته بود داداشی...
دوست داشتم...عاشقت بودم...اما میترسیدم بهت بگم!میترسم داداشی..
.امید وارم زود تر از تو بمیرم که اینو بخونی...داداشی ببخش که عاشقت
شدم...داداشی تمام ارزوهام تو بودی...داااااااادااااااااشی....
کی ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ؟؟؟
.
ﻧﺨﯿﺮﻡ ﺩﺭﻭﻏﻪ . . . .
ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻨﯽ ﻫﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ
.
ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﻤﺖ ﻧﻔﺴﺎﻡ ﺗﻨﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﺩﺳﺘﻮ ﭘﺎﻣﻮ ﮔﻢ ﻣﯿﮑﻨﻢ ...ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ . ♡
.
ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺖ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﻡ ....ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ... ♡
.
ﻓﻘﻂ ﻃﺎﻗﺖ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯿﺘﻮ ﻧﺪﺍﺭﻡ ...ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ .... ♡
.
ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺻﺪﺍﺕ ﺁﺭﻭﻣﻢ ..ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ .... ♡
.
ﻓﻘﻂ ﻭﻗﺘﯽ ﺻﺪﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﺯﺑﻮﻧﻢ ﺑﻨﺪ ﻣﯿﺎﺩ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ... ♡
.
ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯾﺖ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ...ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ .... ♡
.
ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﺗﻢ ...ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ... ♡
.
ﻓﻘﻂ ﻫﻤﺶ ﺩﻟﻢ ﺗﻨﺪ ﺗﻨﺪ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﻣﯿﺸﻪ ...ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ .... ♡
ﻓﻘﻂ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﻌﻨﯽ ﻣﯿﺪﻩ ...ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ....
ﻓﻘﻂ ﻧﻔﺴﺎﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭﺻﻠﻪ .
ﻳﻪ ﻭَﻗﺘﺎﻳـی ﻫَﺴﺖ ...
ﻧﻪ " ﮔﺮِﻳـــــﻪ ﻛَﺮﺩﻥ " ﺁﺭﻭﻣﺖ ﻣﻴــــ ﻜﻨﻪ ...
ﻧﻪ " ﻧــــــفـﺲ ﻋﻤﻴﻖ " .
ﻧﻪ " ﻳﻪ ﻟﻴـــــﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﺳَــــــــﺮﺩ ..."
ﻧﻪ " ﺩٰاﺩ ﺯﺩَﻥ " ...
. ﻳﻪ ﻭﻗﺘﺎﻳــــــــی ﻫﺴـــــﺖ ﻛﻪ
ﻓﻘﻂ نیاز داری
برای همیشه نباشی
ﻫﻤﻴﻦ....!!!!!
بار اول که دیدمش تو کوچه بود...
یه لباس گل گلی تنش بود...با موهای بلند و خرمایی...
اومد طرفم و گفت داداشی؟میای باهام بازی کنی؟از چشمای نازش التماس
می بارید...خیلی کوچیک بودم اما دلم لرزید...
تو همون نگاه اول عاشقش شدم...
سه سال ازش بزرگتر بودم...قبول کردم و کلی بازی کردیم!اخرش گفت:
تو بهترین داداش دنیایی...سالها گذشت هر روز خودم تا مدرسه می بردمش...
هر روز به عشق دیدنش بیدار میشدم...
اما اون همیشه میگفت:تو بهترین داداش دنیایی...
داغون شدم که عشقم منو داداش صدا میزنه...
گذشت و گذشت...تا اینکه عروسی کرد و ماشین خودم شد ماشین عروسش...
منم رانندش بودم...هی گریه میکردم و اشکامو پاک میکردم...
سالها گذشت که تصادف کرد و واسه همیشه رفت...خودم زیر تابوتشو گرفتم...
اگه بود بازم می گفت:تو بهترین داداش دنیایی...
رفت...واسه همیشه رفت و حتی یکبار هم نتونستم بگم اخه دیوونه...
من عاشقتم...من میمیرم واست...چشمهات همه دنیامه...
یه شب شوهرش رفت دفترچه خاطراتشو اورد...
دیدم چشاش پر اشک بود...دفترو داد و رفت...
وقتی خوندمش مردم...نابود شدم...نابود...نوشته بود داداشی...
دوست داشتم...عاشقت بودم...اما میترسیدم بهت بگم!میترسم داداشی..
.امید وارم زود تر از تو بمیرم که اینو بخونی...داداشی ببخش که عاشقت
شدم...داداشی تمام ارزوهام تو بودی...داااااااادااااااااشی....
- ۱.۱k
- ۲۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط