{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم اولش چندان متوجه نمیشه. زمانی میرسه که دیگه حوصله ان

آدم اولش چندان متوجه نمیشه. زمانی میرسه که دیگه حوصله انجام هیچ کاری رو نداره. چیزی توجهشو جلب نمی‌کنه و گوشه‌گیر میشه. اما این بی حوصلگی از بین نمیره، بلکه باقی میمونه و روز به روز هم شدت پیدا میکنه و به مرور بدتر و بدتر میشه. آدم احساس خلا و پوچی میکنه، از دنیاو از خودش بدش میاد. اونوقت این احساس کم کم از بین میره و دیگه اصلا هیچ احساسی وجود نداره. آدم نسبت به همه چیز بی تفاوت میشه. دنیا به نظر یکی کاملا غریبه میرسه و دیگری حاضر به پذیرفتن هیچ مسئولیتی نیست آدم خنده و گریه رو فراموش میکنه. اونوقت قلب ها یخ میزنه، دیگه کسی کس دیگه رو دوست نداره. وقتی کار به اینجا رسید، دیگه بیماری درمان پذیر نیست و بازگشتی وجود نداره.
دیدگاه ها (۴)

خوش‌به حال خدایی‌که تو بنده‌اش‌باشیاز تو بی‌خبر نیست! دلواپس...

خستگی‌و یا حوصله‌ نداشتن که به معنا دوستنداشتن نیست! آدم‌ها ...

آدم‌ها می‌میرند سکته می‌کنند یا که زیر ماشینمی‌روند گاهی حتی...

سناریو نوری در تاریکی.معرفی کاراکتر ها:ایزوکو🥦: پسری سرد، بی...

میگن قلب که استخوان نداره پس چی شکسته میشه؟؟ مگه یک گوشت هم ...

سلام چطورید بچه‌ها 🤍شده تاحالا اولویت دوم بوده باشید اینکه ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط