{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خستگی‌و یا حوصله‌ نداشتن که به معنا دوست

خستگی‌و یا حوصله‌ نداشتن که به معنا دوست
نداشتن نیست! آدم‌ها حق دارند گاهی
کلافه باشند، و یا دلشان تنهایی بخواهد مگر که
مادرها، وقتی از شیطنت یا لج‌بازی بچه‌هایشان
خسته می‌شوند و می‌گویند که دیگر
"دوستت ندارم" چیزی از دوست داشتنشان کم
می‌شود؟ یا "پدرها" که گاهی یادشان می‌رود با
بچه‌هایشان بازی کنند و آن‌ها را ببوسند
دوست ‌داشتنشان تمام ‌شده؟ "من هم" دوستت
دارم حتی وقتی‌که یادم می‌رود در طول روز با
پیام‌های عاشقانه حالت راخوب کنم...
یا گاهی چایت‌را داغ می‌خوری فراموش‌می‌کنم
چشم غره بروم و مجبورت کنم، برای سرد شدن
صبر کنی، یا وقتی لباس جدیدت را
نشانم می‌دهی، نمی‌گویم که چرا بدون من برای
خودت خرید کرده‌ای؟ تمام عصرهایی ‌که: آمدی
و در آغوش نگرفتمت بداخلاق بودم و
دلم تنهایی می‌خواست تمام شب‌هایی که برایت
شعر نخواندم بیدار نماندم که: بخوابی و نگاهت
کنم تمام این وقت‌ها عشقت مانند باران
"بر سرم‌می‌بارید"اما جان دلم آدم‌ گاهی یادش
می‌رود، عاشقی کند! نه این‌که عاشق نباشد ها
«اتفاقا خیلی عاشق است!»
اما، حال و حوصله‌اش ابریست! ترجیح می‌دهد
عشق را پشت ابر اندوهش، پنهان کند! تا آفتاب
سرزندگی و نشاط دوباره بتابد...
و این‌جور روزها برای همه آدم‌ها اتفاق می‌افتد!
چون هیچ‌کس آن‌قدر قدرتمند نیست که: حالش
همیشه خوب باشد و علاقه را مدام
زمزمه کند! کاش حال بد را هم درک کنیم و بعد
خستگی و "بی‌حوصلگی را، پای علاقه نگذاریم"
دیدگاه ها (۳)

آدم اولش چندان متوجه نمیشه. زمانی میرسه که دیگه حوصله انجام...

آدم‌ها می‌میرند سکته می‌کنند یا که زیر ماشینمی‌روند گاهی حتی...

دوست که باشی، فرقی نمی‌کند که زن باشی یایا مرد «دور باشی یا ...

گاهی فقط بیخیال باش ...وقتی قادر به تغییرِ بعضی چیزها نیستی ...

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط