+بخواب دلبرم تا برسیم خونه

+بخواب دلبرم تا برسیم خونه

الا از شوک در آمد و با ذوق وصف نشدنی سرش را روی سینه ستبرش گذاشت و به صدای ضربان قلبش با عشق گوش داد و در دل قربان صدقه اش رفت کمی نگذشت که به خواب عمیقی رفت و دیگر چیزی نفهمید
پارسا به سمت ماشینش رفت و سری برای راننده اش تکان داد تا در ماشین گران قیمتش را باز کند نگهبان بدون هیچ گونه حرفی در ماشین را باز کرد
وارد ماشینش شد و آلای کوچکش را روی پاهایش گذاشت و موهای خوش بویش را نوازش کرد و آرام قربان صدقه اش رفت و تا رسیدن به خانه به کارش فگر کرد چه شد که در نگاه اول عاشق شد اونم در مزایده با یک قیمت باور نکردنی اما مگر آن قیمت در برابر قیمتی که دوستش برای خرید دختری کم چثه و زیبا که با دیدنش پری دریایی تشبیه کرده بود میرسید؟ نه
هنوز هم در شوک بود رفیقش همان مردی بود که بعد از یک اتفاق زندگی اش سیاه شد دیگر لبخندی بر لبانش نیامد دگر شوخی نمیکرد لباس های شاد نمی‌پوشید رفیق چندین و چند ساله اش شده بود مردی اخمو جدی پر تکبر سیاه پوش اما یک چیز تنها فقط یک چیز عوض نشده بود دلرحم بودنش مهربانی اش همین هم برایش کافی بود.....

.....
فقط اون چند تا پارت پاک شده بود این پارت رو هم اجیم خودش نوشته بود از این به بعدش فقط کافیه کپی کنم و واستون بزارم در هر صورت بازم بخاطر پارت 31 معذرت
حمایت کنید خوشگلا مرسی💜🙏
دیدگاه ها (۲)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.26 (روایت از زبان ا.ت...

THE BLACK CONTRACTقرارداد سیاهP.03 | مردی که مرده بودساعت ۱۰...

𓆩 پارت ۵۵ 𓆪 🖤ات گوشی رو روی میز گذاشت و به جیمین خیره شد.— ت...

چند پارتی بازیچه

🍷 شراب قرمزپارت ۱۲ | کلید قرمزصدای باران تمام خانه را پر کرد...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

پارت ۱۴مست شده بودم حالم دست خودم نبود.ناله میکردم و میگفتم ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

### پارت پنجم: «ورود به عمارتِ سایه‌ها»با بیرون آمدنِ تینا و...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت بیستم: خیانت از نزدیک‌ترین فاصلهصدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط