{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرصتی نیست

فرصتی نیست
که برایم سوز رویای مسیری زرد را
به آهنگی ، به ساز درد
بنوازی
که بیداری در این دوران
خود درد است
که اینجا هرکسی سازش،
ناکوک و نامرد است
که از حاشیه و حصار نُت بیرون
مخالف بر مسیر
چرخشه ی گردون ........
بیا بنواز جانم را
که وقت تنگ است
که هر سازی در این سامان
بد آهنگ است
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

باغ من آتش گرفت و سوخت حسرتم یخ بست و تشنگی آموخت انتظارم ر...

از نو متولد شد یک رویش ناب از عشقیک عشق از دل یک گلیک گل در ...

نیستی و دگر ، مست مستیم ای دوست از دوری و درد ، می بدستیم ...

از غمت در غزلمبغض و غم و درد ردیف است#شهزاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط