{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من چنان محو سخن گفتن گرمت بودم

من چنان محو سخن گفتن گرمت بودم

که تو از هر چه که دم میزدی آن دم خوش بود

فالی از دفتر حافظ که برای دل تو

زدم و آن غزل ناب که خواندم خوش بود

گر چه با ساعت من ثانیه ها بیش نبود

ساعتی را که کنارت گذراندم خوش بود
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳۷ چند روز از شام سه‌نفره گذشته بود.عصر، من روی مبل درا...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ (Final)ویو لیلی ___هم...

رمان :قرارداد سرنوشت

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

Love in the Realm of Shadows. Part 2- نمیتونم ....- خانم دکت...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁹﴿ویو ات﴾چند بار اسمم را روی برگه خواندم...

𐙚🦋 پارت اول — «هم‌تیمیِ غیرممکن» 🦋𐙚ویو آتصدای همهمه‌ی بچه‌ها...

پارت 47کای هنوز گوشی رو کنار گوشش نگه داشته بود.چند لحظه فقط...

پارت سوم

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط