{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من چنان محو سخن گفتن گرمت بودم

من چنان محو سخن گفتن گرمت بودم

که تو از هر چه که دم میزدی آن دم خوش بود

فالی از دفتر حافظ که برای دل تو

زدم و آن غزل ناب که خواندم خوش بود

گر چه با ساعت من ثانیه ها بیش نبود

ساعتی را که کنارت گذراندم خوش بود
دیدگاه ها (۱)

جیجلا😻😻😋😋

سمنی نخنددشجری نرقصدچمنی نبویدچو صبا نباشد..

توحق نداریعاشقِ کسی بمانی که سالهاست رفتهتومالِ کسی نیستی که...

کسی بیایدما را دعوت کندبه رفتن...به "رفتن" از تمام کسانیکه ر...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

هر دم سخنانی گویند زین موضوع که انسان موجودی ذاتا پلید استبل...

ص۲۵شجاعت پریسا همیشه برایم مثال زدنی بود الگو‌میگرفتم‌ با ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط