ابتدای نوجوانی داشتم با غم شوخی میکردم و او از سر بی جنبه

ابتدای نوجوانی داشتم با غم شوخی میکردم و او از سر بی جنبه‌گی دستم را محکم گاز گرفت..
اول فکر کردم جایش می‌رود اما یک هفته گذشت، شد سه هفته و سه هفته رسید به سال!
جایش حتی کم رنگ تر هم نمیشد و شب ها درد می‌گرفت..
حال چند سال می‌گذرد جایش که کمرنگ‌تر نشده هیچ دردش نیز عمیق تر شده..

_با غم شوخی نکنید،غم بی جنبه است.

«من نوشت»

«ر.کاف»
دیدگاه ها (۴)

me

او لبخند را روی لب‌هایم می‌آورد حتی وقتی سرشار از غم بودم..ح...

#صدام

راستش توان ندارم به زور نگهتون دارم دیگه واقعا خستم. نکنید ا...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۴۷سرمو پایین انداختم و اروم گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط