او لبخند را روی لبهایم میآورد حتی وقتی سرشار از غم بودم

او لبخند را روی لب‌هایم می‌آورد حتی وقتی سرشار از غم بودم..
حتی اگر چیزی نمی‌گفت و فقط نگاهم میکرد وقتی که با او حرف میزنم می‌دانستم که مرا میفهمد.
با همه دور بودنش به من نزدیک بود..
او مثل قرص آرامبخش برای یک بیمار روانی، مثل خواب برای یک آدم خسته و مثل سفر برای یک آدم افسرده بود

_ کاش همیشه بمانی.
دیدگاه ها (۳)

خب خب بچه های عزیز وقتش شده اون رویا که پیامتون رو تو صدم ثا...

د همینه دیگه! این چ رسمیه که یار بره اما فکرش بمونه؟.. خاطره...

me

ابتدای نوجوانی داشتم با غم شوخی میکردم و او از سر بی جنبه‌گی...

فیک پارت ۱⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐روی تختم نشسته بودم به اتفاقی که قراره بیو...

قهوه های جاویدان ☕ قسمت ۹ از آخرین باری که با او دعوا کرده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط