{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی:

تک پارتی:
« فول اسمات جونگکوک»
«دو ماه بعد ازدواج»
«هرکی جنبه ندارن نخونهههه»
ویو «ا/ت»
تو خواب نازم بودم که، احساس سنگینی به نفرم رو خودم حس کردم ،
چشمامو باز کردم ، جونگکوک بود داشت نگاهم میکرد ، ولی چرا اینقدر عرق کرده!
بلند شدم رو تخت نشستم ، و با پشت دستم چشمامو مالوندم و با صدای که بخاطر خواب گرفته بود گفتم :
+جونگکوک چرا نخوابیدی ؟؟ می‌دونی ساعت چنده ؟؟(یه نگاهی به ساعت انداختم که ساعت یک شب بود ) ببین (به ساعت دیواری تو اتاق اشاره کرد) ساعت یک شبه !!
که گفت :
&بهت نیاز دارم
گفتم :
+این وقت شب ؟؟
گفت :
&اره توروخدا نه نگو
به چشمای خمارش نگاه کردم و گفتم :
+باشه ولی درد نداشته باشه
گفت :
&قول میدم
گفتم :
+باشه
رو تخت دراز کشیدم ، که روم خی*مه زد ، و لب*اشو رو لب*ام گذاشت و شروع کرد به مک زدن ، منم همکاری کردم ....
بعد از چند دقیقه که نفس کم آوردیم ، و از هم جدا شدیم ، بهم نگاه کردیم ...
که به سمت گرد+نم رفت و مارک+ های بنفش می‌ذاشت.....
منم نال+ه میکردم که بیشتر تحر+یک میشد ......
در حین مار+ک گذاشتن لباس خود+شو و من رو درآورد ....
لباس زیرمو جر داد....
از گردنم که بخاطر مک های وحشی+شی کب+ود شده بود دل کند رفت سراغ......‌
سی+نم ......
یکی+شو میخ+ورد .....
و یکی دیگشو رو با دستش میمالوند......
و ناله میکردم ....
کم کم داشت تح+ریک میشدم برای همون گفتم :
+ددی می‌خو++امش
گفت :
&هرچی بیبیم بگه
از سی+نم دل کند ......
دیک+شو با دستش گرفت و آروم آروم برد داخل ک+صم......
که جیغ بلندی کردم ......
اولش گذاشت تا عادت کنم بعد......
که عادت کردم شروع به تل+مبه زدن کرد ......
تا چهار ران+د رفتیم و ار+ضا شدیم ....
منو تو بغلش گرفت .....
و سرمو بوسید .....
و گفت :
&خیلی دوست دارم
+منم دوست دارم بانی من
و فردا ا/ت حامله شد ...
و باهم به خوبی و خوشی زندگی کردن .....
دیدگاه ها (۰)

چی داری میگی بدبخت ؟؟وقتی تو داشتی با بابات بازی میکردی من م...

هیتر بدبخت تو بلد نیستی کونتو بشوری بعد هیت میدی🤣😂 بی تی اس ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟗تهیونگ اروم چرخید به طرف کوک و یک دستش...

Love in the dark⑥④زمان خواب) من داخل اتاق بودم داشتم روتین پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط