𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕
𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟓
ماهها گذشت.
یونا فهمید یونگی واقعاً تغییر کرده.
دیگر با خشم تصمیم نمیگرفت.
به مردم گوش میداد.
به سربازان اهمیت میداد.
حتی گاهی خودش به روستاهای اطراف میرفت.
همهی این تغییرات از یک جایی شروع شده بود.
از دختری که روزی در باغ به او گفته بود:
«شما زیادی جدی هستید.»
یک شب یونگی دست یونا را گرفت.
«یونا.»
«بله؟»
«ممنونم.»
«برای چی؟»
«برای اینکه باعث شدی دوباره بخوام آدم بهتری باشم.»
یونا لبخند زد.
«پس همینطور بمون.»
یونگی آرام گفت:
«برای تو؟ همیشه.»
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟓
ماهها گذشت.
یونا فهمید یونگی واقعاً تغییر کرده.
دیگر با خشم تصمیم نمیگرفت.
به مردم گوش میداد.
به سربازان اهمیت میداد.
حتی گاهی خودش به روستاهای اطراف میرفت.
همهی این تغییرات از یک جایی شروع شده بود.
از دختری که روزی در باغ به او گفته بود:
«شما زیادی جدی هستید.»
یک شب یونگی دست یونا را گرفت.
«یونا.»
«بله؟»
«ممنونم.»
«برای چی؟»
«برای اینکه باعث شدی دوباره بخوام آدم بهتری باشم.»
یونا لبخند زد.
«پس همینطور بمون.»
یونگی آرام گفت:
«برای تو؟ همیشه.»
- ۴.۷k
- ۰۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط