{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


چراغ از خنده‌ات گیرم

که راه صبح بگشایم...
دیدگاه ها (۱)

‌تنهایی، تنها بود.ناپیدا، پیدا بود.«او» آنجا، آنجا بود.

‌من مرده‌ام؛در من هوای هیچ کس نیست…

‌صد هزاران بیت خواندم مو به مو، از سو به سو هیچ دیوانی ندارد...

‌کَس به چشمم در نمی‌آیدکه گویم مثلِ اوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط