{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


تنهایی، تنها بود.
ناپیدا، پیدا بود.
«او» آنجا، آنجا بود.
دیدگاه ها (۱)

‌من مرده‌ام؛در من هوای هیچ کس نیست…

‌بوی عطر نفسترایحه‌ی جان من است ...

‌چراغ از خنده‌ات گیرم که راه صبح بگشایم...

‌صد هزاران بیت خواندم مو به مو، از سو به سو هیچ دیوانی ندارد...

______

.تو تنهایی هات خودتو پیدا میکنی!.

واتپدم وصل شداحتمالا رمان هامو انجا هم بزارم پس تعجب نکنید.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط