{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


تنهایی، تنها بود.
ناپیدا، پیدا بود.
«او» آنجا، آنجا بود.
دیدگاه ها (۱)

‌من مرده‌ام؛در من هوای هیچ کس نیست…

‌بوی عطر نفسترایحه‌ی جان من است ...

‌چراغ از خنده‌ات گیرم که راه صبح بگشایم...

‌صد هزاران بیت خواندم مو به مو، از سو به سو هیچ دیوانی ندارد...

حرف را می‌شود از حنجره بلعید و نگفتوای اگر چشم بخواند غمِ نا...

کجای شهر قدم می‌زنی می‌خواهم کاملاً اتفاقی از آنجا رد شوم🥺💔🫂...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط