{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ابتدایِ شعرِ من هر شب تو مهمان میشوی

در ابتدایِ شعرِ من هر شب تو مهمان میشوی
انگیزه ی احساس من؛ در ماهِ باران میشوی
با من مُدارا میکنی ؛ در خویش نجوا میکنی
با بیت بیتِ شعر من ؛ یاری غزلخوان میشوی
دیدگاه ها (۴)

خاطراتِ کهنه ام رویا نشدماهِ شب افروزِ ما زیبا نشددر هجومِ ا...

یادَت  از  دِل  نَرَود   تا  نَرَوی   از  نَظَرم       دارَم...

نوشتم نامه ای بر کویِ دلدارتمامِ عمرِ خود بودم گرفتارسخن با ...

عصرست وُ هوا چه دلنشین می چسبدبا چای کنارِ مه جبین می چسبدبر...

ای شرقی قشنگ! که شعرم برای توستدر بیت بیت هر غزلم رد پای توس...

نگاهم که میکنی جهانِ اطرافم تازه و #نوبرانه میشودهوای بهار ،...

هر شب من از غم تا سحر شب زنده داری میکنم سر میگذارم روی پا ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط