{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

👈 قرار بود رضا شاه از دبستان حکیم نظامی دیدن کند. قرار شد

👈 قرار بود رضا شاه از دبستان حکیم نظامی دیدن کند. قرار شد سید مجتبی که طی دو سال چهار سال را خوانده بود، به عنوان  نماینده دانش آموزان دسته گلی را تقدیم رضا خان کند.

جلوی شاه که رسید، دسته گل را محکم کوبید توی صورت شاه؛ طوری شد که کلاه از سر رضا شاه افتاد.

مدیر بیچاره تا مرز اعدام پیش رفت و بالاخره دربار قبول کرد که سید مجتبی از دیدن جلال همایونی! هول شده است.

👌 نواب از همان کودکی آن کلاه را به سر رضا شاه گشاد می دید.

❤️شهید سید مجتبی نواب صفوی❤️

✍کتاب زندگی نامه سید مجتبی نواب صفوی
دیدگاه ها (۰)

🌹محمدحسین عزیز شما راندیدم اما می دانم که شما هم مثل خواهرت ...

💠 شهدا ومبارزه با نفسیک بار دیدم دست محمدهادی به طور خاصی سو...

با خارها راهش را میبندم:شباهت خسروپرستی (داد) و بهائیت

🔴 نامه ویژه پاکستان به رهبر انقلاب تحویل عراقچی شد...پ.ن؛ پر...

با خارها راهش را میبندم: شباهت حلاجیه و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط