{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💠 شهدا ومبارزه با نفس

💠 شهدا ومبارزه با نفس

یک بار دیدم دست محمدهادی به طور خاصی سوخته،ده روز بعد دوباره محمدهادی را دیدم؛بعد از گذشت ده روز هنوز دستش التیام نیافته بود.

به او گفتم:این زخم پشت دستت برای چیه؟
نمی خواست جواب بده و هی موضوع را عوض میکرد،اما بالاخره قضیه را فهمیدم.

گفت:مدتها قبل در یک شب بسیار اذیت شدم،شیطان به سراغ من آمده بود؛
من هم تنهاچاره ای که به ذهنم رسید،سوزاندن دستم بود😔

❤️شهید محمدهادی ذوالفقاری❤️

❣همسفر با شهدا❣
دیدگاه ها (۰)

👈 قرار بود رضا شاه از دبستان حکیم نظامی دیدن کند. قرار شد سی...

فیک خیانت پنهان

...

سناریو:وقتی پدرتن و موهات فره و...اصل سناریو اینه:وقتی پدرتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط