+why me?
+why me?
-I shouldn't fall in love with you
p.110
(از زبون جونگ کوک)
من هنوز زانو زده بودم جلوی ا.ت و سرمو پایین انداخته بودم. دیگه جرات نداشتم به چشماش نگاه کنم. صداش لرزید وقتی حرف زد:
(گریه گرفته)
+ تو... تو این شش ماه دیدی من چقدر شکستم؟ دیدی هر شب گریه میکنم؟ دیدی با بالشت حرف میزنم؟ و هیچی نگفتی؟
من فقط سرمو تکون دادم. گلوم گیر کرده بود.
(با صدای گرفته)
- دیدم... هر شب. هر شب پشت در اتاقت بودم. هر شب وقتی نامهمو میخوندی و گریه میکردی، من اونجا بودم. دلم میخواست بیام بغلت کنم، ولی... نمیتونستم. اگه نشون میدادم خودمو، دشمنا ممکن بود بفهمن زندهام و دوباره دنبالت بیان. من فقط میخواستم تو امن باشی...
ا.ت هقهقش شدیدتر شد. من جرات کردم دستمو آروم بذارم رو زانوش. بدنش یه لحظه سفت شد، ولی عقب نکشید.
(ادامه دادم، صدامی میلرزید)
- وقتی تو رودخونه زخمی شدم، پزشکا گفتن شانس زنده موندنم خیلی کمه. پارک و بقیه هم قسم خورده بودن که اگه زنده بمونم، اول تو رو میکشن تا منو نابود کنن. من... من فقط یه راه دیدم. باید همه باور میکردن که مردهام. حتی تو. حتی جیمین و آسا رو مجبور کردم قول بدن که بهت نگن.
من سرمو بلند کردم و با چشمای خیس بهش نگاه کردم.
(پر از درد)
- اشتباه کردم ا.ت. بزرگترین اشتباه زندگیم. فکر میکردم چند ماهه برمیگردم. ولی عفونت خیلی بدتر شد. ماهها تو کما بودم. وقتی بیدار شدم و فهمیدم تو چقدر شکستی... دیگه جرات نداشتم سریع بیام پیشت. ترسیدم اگه یهو ظاهر بشم، ممکنه واقعاً قلبیت از کار بیفته یا دیوونه بشی.
ا.ت فقط گریه میکرد و بهم نگاه میکرد. من دستمو آرومتر روی زانوش فشار دادم.
(صدای شکسته)
- من هنوز عاشقتم... حتی بیشتر از قبل. هر شب که از سایهها نگاهت میکردم، بیشتر عاشقت میشدم. دیدن اینکه هنوز هودیمو میپوشی، هنوز بالشمو بغل میکنی، هنوز نامهمو میخونی... داشت منو میکشت. ولی نمیتونستم بیام. تا وقتی مطمئن نشدم که خطر کامل رفع شده.
من یه لحظه مکث کردم و بعد با تمام وجودم گفتم:
(آروم و پر احساس)
- اگه بخوای بری... اگه بخوای دیگه نبینمت... قبول میکنم. فقط بدون که من هیچوقت نخواستم اینقدر اذیتت کنم. من فقط... خیلی دوستت داشتم. هنوزم دارم. خیلی.
اتاق ساکت شد. فقط صدای هقهق ا.ت و بارون بیرون بود.
من هنوز زانو زده بودم و منتظر بودم. منتظر اینکه یا ببخشمم... یا بگه برم.........
ادامه دارد.......
هووففف دستم شکستتت
-I shouldn't fall in love with you
p.110
(از زبون جونگ کوک)
من هنوز زانو زده بودم جلوی ا.ت و سرمو پایین انداخته بودم. دیگه جرات نداشتم به چشماش نگاه کنم. صداش لرزید وقتی حرف زد:
(گریه گرفته)
+ تو... تو این شش ماه دیدی من چقدر شکستم؟ دیدی هر شب گریه میکنم؟ دیدی با بالشت حرف میزنم؟ و هیچی نگفتی؟
من فقط سرمو تکون دادم. گلوم گیر کرده بود.
(با صدای گرفته)
- دیدم... هر شب. هر شب پشت در اتاقت بودم. هر شب وقتی نامهمو میخوندی و گریه میکردی، من اونجا بودم. دلم میخواست بیام بغلت کنم، ولی... نمیتونستم. اگه نشون میدادم خودمو، دشمنا ممکن بود بفهمن زندهام و دوباره دنبالت بیان. من فقط میخواستم تو امن باشی...
ا.ت هقهقش شدیدتر شد. من جرات کردم دستمو آروم بذارم رو زانوش. بدنش یه لحظه سفت شد، ولی عقب نکشید.
(ادامه دادم، صدامی میلرزید)
- وقتی تو رودخونه زخمی شدم، پزشکا گفتن شانس زنده موندنم خیلی کمه. پارک و بقیه هم قسم خورده بودن که اگه زنده بمونم، اول تو رو میکشن تا منو نابود کنن. من... من فقط یه راه دیدم. باید همه باور میکردن که مردهام. حتی تو. حتی جیمین و آسا رو مجبور کردم قول بدن که بهت نگن.
من سرمو بلند کردم و با چشمای خیس بهش نگاه کردم.
(پر از درد)
- اشتباه کردم ا.ت. بزرگترین اشتباه زندگیم. فکر میکردم چند ماهه برمیگردم. ولی عفونت خیلی بدتر شد. ماهها تو کما بودم. وقتی بیدار شدم و فهمیدم تو چقدر شکستی... دیگه جرات نداشتم سریع بیام پیشت. ترسیدم اگه یهو ظاهر بشم، ممکنه واقعاً قلبیت از کار بیفته یا دیوونه بشی.
ا.ت فقط گریه میکرد و بهم نگاه میکرد. من دستمو آرومتر روی زانوش فشار دادم.
(صدای شکسته)
- من هنوز عاشقتم... حتی بیشتر از قبل. هر شب که از سایهها نگاهت میکردم، بیشتر عاشقت میشدم. دیدن اینکه هنوز هودیمو میپوشی، هنوز بالشمو بغل میکنی، هنوز نامهمو میخونی... داشت منو میکشت. ولی نمیتونستم بیام. تا وقتی مطمئن نشدم که خطر کامل رفع شده.
من یه لحظه مکث کردم و بعد با تمام وجودم گفتم:
(آروم و پر احساس)
- اگه بخوای بری... اگه بخوای دیگه نبینمت... قبول میکنم. فقط بدون که من هیچوقت نخواستم اینقدر اذیتت کنم. من فقط... خیلی دوستت داشتم. هنوزم دارم. خیلی.
اتاق ساکت شد. فقط صدای هقهق ا.ت و بارون بیرون بود.
من هنوز زانو زده بودم و منتظر بودم. منتظر اینکه یا ببخشمم... یا بگه برم.........
ادامه دارد.......
هووففف دستم شکستتت
- ۷۳۷
- ۰۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط